خاطرات دختری از زبان مادرش ...
عسل مامان آرشیدا خانوم

ممکن ﺍﺳﺖ ﺷﺎﻫﺰﺍﺩﻩ ﺍﻡ ﺭﺍ ﭘﯿﺪﺍ ﮐﻨﻢ ﺍﻣﺎ ...
ﭘﺪﺭﻡ ﻫﻤﯿﺸﻪ ﭘﺎﺩﺷﺎﻩ ﻣﻦ ﻣﯿﻤﺎﻧﺪ" 
 
دختر عشق باباشه بابا عاشق کاراشه روی دو چشمون بابا دخترم فقط جاشه
 
پدرم ، تنها کسي است که باعث ميشه بدون شک بفهمم فرشته ها هم ميتوانند مرد باشند !
--------------------
خورشيد
هر روز
ديرتر از پدرم بيدار مي شود
اما
زودتر از او به خانه بر مي گردد !
----------------------
آدما تا وقتي کوچيکن دوست دارن براي مادرشون هديه بخرن
 اما پول ندارن.
وقتي بزرگتر ميشن ، پول دارن اما وقت ندارن.
وقتي هم که پير ميشن ، پول دارن وقت هم دارن اما . . .
مادر ندارن!...
به سلامتي همه مادراي دنيا...
----------------------
 
هیچ چیز به اندازه یک کوه ، شبیه پدر نیست !

 
-------------------- 
 
به سلامتيه مادرايي که با حوصله راه رفتن رو ياده بچه هاشون دادن
ولي تو پيري بچه هاشون خجالت ميکشن ويلچرشونو هل بدن !!!
--------------------
سرم را نه ظلم مي تواند خم کند ،
نه مرگ ،
نه ترس ،
سرم فقط براي بوسيدن دست هاي تو خم مي شود مادرم ؛
-------------------- 
سلامتيه اون پسري که...
..
10سالش بود باباش زد تو گوشش هيچي نگفت...
..
 20سالش شد باباش زد تو گوشش هيچي نگفت....
... ... ... ... ..
 30سالش شد باباش زد تو گوشش زد زير گريه...!!!
..
باباش گفت چرا گريه ميکني..؟
..
گفت: آخه اونوقتا دستت نميلرزيد...! :(
 
------------------------------
 
اولین معلمم مادرم
 
 
هميشه مادر را به مداد تشبيه ميکردم
که با هر بار تراشيده شدن، کوچک و کوچک تر ميشود…
ولي پدر ...
... ... ... ...
يک خودکار شکيل و زيباست که در ظاهر ابهتش را هميشه حفظ ميکند
خم به ابرو نمياورد و خيلي سخت تر از اين حرفهاست
فقط هيچ کس نميبيند و نميداند که چقدر ديگر ميتواند بنويسد …

به سلامتي  همه پدر و مادرها
----------------------
(( قند )) خون مادر بالاست .
دلش اما هميشه (( شور )) مي زند براي ما ؛
اشک‌هاي مادر , مرواريد شده است در صدف چشمانش ؛
دکترها اسمش را گذاشته‌اند آب مرواريد!
حرف‌ها دارد چشمان مادر ؛ گويي زيرنويس فارسي دارد!
دستانش را نوازش مي کنم ؛
داستاني دارد دستانش .
 
 --------------------
دست پر مهر مادر
تنها دستي ست،
که اگر کوتاه از دنيا هم باشد،
از تمام دستها بلند تر است...
---------------------
مادر
تنها کسيست که ميتوان "دوستت دارم"‌هايش رااا باور کرد
حتي اگر نگويد...
-------------------- 
سلامتي اون پدري که شادي شو با زن و بچش تقسيم ميکنه
اما غصه شو بیرون از خونه چال میکنه و با دل خوش و با
لب خندون میاد پیش زن و بچش
-----------------
مادر يعني به تعداد همه روزهاي گذشته تو، صبوري!
مادر يعني به تعداد همه روزهاي آينده تو ،دلواپسي!
مادر يعني به تعداد آرامش همه خوابهاي کودکانه تو، بيداري !
مادر يعني بهانه بوسيدن خستگي دستهايي که عمري به پاي باليدن تو چروک شد!
مادر يعني بهانه در آغوش کشيدن زني که نوازشگر همه سالهاي دلتنگي تو بود!
مادر يعني باز هم بهانه مادر گرفتن....
-------------------- 
پدرم هر وقت ميگفت "درست ميشود"...
تمام نگراني هايم به يک باره رنگ ميباخت...!
-------------------- 
مردان پيامبر شدند؛
و زنان مادر؛
قداست پيامبران را توانسته‌اند به زير سوال ببرند؛
ولي قداست مادران را هرگز..!
-------------------- 
تو 10 سالگي : " مامان ، بابا عاشقتونم"
تو 15 سالگي : " ولم کنين "
تو 20 سالگي : " مامان و بابا هميشه ميرن رو اعصابم"
... ... ...
تو 25 سالگي : " بايد از اين خونه بزنم بيرون"
تو 30 سالگي : " حق با شما بود"
تو 35 سالگي : "ميخوام برم خونه پدر و مادرم "
تو 40 سالگي : " نميخوام پدر و مادرم رو از دست بدم!!!!"
تو  هفتاد سالگي : " من حاضرم همه زندگيم رو بدم تا پدر و مادرم الان اينجا باشن ...!

از اعماق وجودم اعتقاد دارم که هر روز، روز توست پدر و مادرم...
-------------------- 
بهشت از آن مادران است در حالي که به جز پرستاري و نگهداري از فرزندان ، هيچ حق ديگري نسبت به آتها ندارند و براي بيشتر چيزها اجازه ي بابا لازم است !!!!!
-------------------- 
وقتي پشت سر پدرت از پله ها مياي پايين و ميبيني چقدر آهسته ميره ، ميفهمي پير شده ! وقتي داره صورتش رو اصلاح ميکنه و دستش ميلرزه ، ميفهمي پير شده ! وقتي بعد غذا يه مشت دارو ميخوره ، ميفهمي چقدر درد داره اما هيچ چي نميگه... و وقتي ميفهمي نصف موهاي سفيدش به خاطر غصه هاي تو هستش ، دلت ميخواد بميري
-------------------- 
اگر 4 تکه نان  خيلي خوشمزه وجود داشته باشد و شما 5 نفر باشيد
کسي که اصلا از مزه آن نان خوشش نمي آيد (( مادر )) است
----------------------------
مادر قسم به تو، که تویی نور کردگار
 
 یزدان تو را، ز نور وفا آفریده است

نازم به آن شکوه و به آن عزّت و مقام

جنت به زیر پای تو خوش آرمیده است

--------------------------------------

مادرم شاخه گل باغ بلور                 پدرم فاصله عشق و غرور

----------------------------

 

گفتم مادر! ...
گفت: جانم
گفتم درد دارم! ...
گفت: بجانم
گفتم خسته ام! ...
... گفت: پريشانم
گفتم گرسنه ام! ...
گفت : بخور از سهمِ نانم ... ... ... ...
گفتم كجا بخوابم! ... گفت: روي چشمانم جانم ...
اما يك بار نگفتم: مادر من خوبم شادم...!
هميشه از درد گفتم و از رنج

________________________________________________________________________________
به سلامتي مادر واسه اينكه ديوارش از همه كوتاهتره!
به سلامتي مادر بخاطر اينكه هيچوقت نگفت من هميشه گفت بچه هام...
به سلامتي مادر بخاطر اينكه هميشه از غمهامون شنيد اما هيچوقت از غمهاش نگفت
به سلامتي مادر بخاطر اينكه از سلامتيش براي سلامتي بچه هاش هميشه گذشته
به سلامتي مادر بخاطر زندگي كه همراه با شادي و اميد و مهربوني بهمون ميده
به سلامتي مادرچون هيچوقت خستگيشو به رخمون نميكشه و ازش گلايه اي نميكنه
به سلامتي مادر چون اگه خورشيد نباشه ميشه گذرون كرد اما بدون حضور مادر زندگي يه لحظه هم معني نداره...

* مهم نیست چه سنی داری و چه مقامی، هنگام سلام کردن مادرت را در آغوش بگیر 

-------------------------------------- 

طوری زندگی کن که هر وقت فرزندانت خوبی و بزرگواری دیدند یاد تو بیفتند ...

 -------------------------------------------

پدر؛
تکیه گاهی است که بهشت زیر پایش نیست..
اما همیشه به جرم پدر بودن
باید ایستادگی کند؛
و با وجود همه مشکلات, به تو لبخند زند تا تو دلگرم شوی
... که اگر بدانی ...
چه کسی ، کشتی زندگی را
از میان موج های سهمگین روزگار
به ساحل آرام رویاهایت رسانده است؛
"پدرت"را می پرستیدی...

 ---------------------------------

بسلامتی اون مادری که حتی اگر 30 سالتم بشه شبا اگه کنارش بخوابی تا صبح نگاه میکنه ببینه 1موقع پتو از روت برنداشته باشی که سردت بشه و تو خواب سرما بخوری...
موجودی که بی هیچ منتی بهت عشق میورزه ولی ما چسبیدیم به عشق دروغی ادما..

 -------------------------------------
خدایــــــــــــا التمـــــــــــاست مــــــی کنـــــــــم
همــــــه دنیــــــــــایـــــــت ارزانــــــــــیِ دیگــــــــــــران !
ولــــــــــــــــی ;
...
آنــکـــــــــــه دنـیــــــــــایِ من اســــــــــت
ازم نگیر ... پدر و مادرمممممممممممم
------------------------------------------
همیشه یه گوشه دلم تنگ تر از جاهای دیگشه
اونم واسه مادرم ...
--------------------------------------------
می خواهم بازگردم به روزهای کودکی آن زمان ها که :

پدر، تنها قهرمان بود .
عشــق، تنـــها در آغوش مادر خلاصه میشد
بالاترین نــقطه ى زمین، شــانه های پـدر بــود ...
بدتـرین دشمنانم، خواهر و برادر های خودم بودند .
تنــها دردم، زانو های زخمـی ام بودند.
تنـها چیزی که میشکست، اسباب بـازیهایم بـود
و معنای خداحافـظ، تا فردابود...!
--------------------------------------------------------------

بچه بودیم ار آسمان باران می آمد
بزرگ شده ایم از چشمهایمان می آید 

 بچه بودیم همه چشمای خیسمون رو میدیدن
بزرگ شدیم هیچکی نمیبینه

   بچه بودیم تو جمع گریه می کردیم 
بزرگ شدیم تو خلوت

بچه بودیم راحت دلمون نمی شکست 
بزرگ شدیم خیلی آسون دلمون می شکنه

بچه بودیم همه رو 10 تا دوست داشتیم
بزرگ که شدیم بعضی ها رو هیچی

بعضی هارو کم و بعضی ها رو بی نهایت دوست داریم  

 بچه که بودیم قضاوت نمی کردیم و همه یکسان بودن 
بزرگ که شدیم قضاوتهای درست و غلط باعث شد که 
اندازه دوست داشتنمون تغییر کنه

کاش هنوزم همه رو 
به اندازه همون بچگی ۱۰ تا دوست داشتیم

 بچه که بودیم اگه با کسی دعوا میکردیم

يك ساعت بعد از یادمون میرفت

بزرگ که شدیم گاهی دعواهامون سالها تو یادمون

 مونده و آشتی نمی کنیم

  بچه که بودیم بزرگترین آرزومون داشتن کوچکترین چیز بود 

بزرگ که شدیم کوچکترین آرزومون داشتن بزرگترین چیزه

  بچه که بودیم بچه بودیم

بزرگ که شدیم بزرگ که نشدیم هیچ؛

دیگه همون بچه هم نیستیم....

(( دخترم هیچوقت بزگ نشو ))

-----------------------------------------

 زن شکوفه ایست که هنگام غنچه بودن دوست داشتنی ،
موقع گل بودن عشق ورزیدنی،
و در وقت پژمردن پرستیدنی است ...

 -------------------------------------------------

خداوند از روز ازل بهشت را در دستان مادر قرار داد
مادر اما بهشت را بر زمین گذاشت تا فرزندش را در آغوش بگیرد
از آن روز بهشت زیر پای مادران است...

---------------------------------------------------

در پی گذشت سالها هنوزهم صدای قلب تو
نوازشگر روح خسته من است مادرم . . .

---------------------------------------------------

 مادر عزیزم به خاطر تمام مهربانیهایی که در حق من کردی و
به من بال و پر دادی و
مرا بالنده کردی و
با سوختن خود عشق و شور در وجودم روشن کردی

... با همه وجودم و با تک تک سلولهایم دوستت دارم

----------------------------------------------------
مادر عزیزم ..
تو ای محرم ترین یارم
تو ای مونس و غمخوارم
به نام نامی مادر
همیشه دوستت دارم
_______________________________
دخترم :
زن بودن مثل ققنوس بودن است !
هی آتش می گیری و باز نا امید نمیشوی
و
ازخاکسترت زن متولد میشود.!!

نفس تازه کن بانوی کوچک زندگی من ...
________________________________
مادر یعنی عشق !!!
 
_________________________________
دخترم :
دوست داشتن مثل بازی با الا کلنگ می مونه
اونی که عاشق تره همیشه خودشو می آره پایین تا عشقش از بالا بودن لذت ببره!!!
 
_________________________________

دخترم :
دوستت دارم‌ها را نگه می‌داری برای روز مبادا،
دلم تنگ شده‌ها را، عاشقتم‌ها را…
این جمله‌ها را که ارزشمندند الکی خرج کسی نمی‌کنی!
باید آدمش پیدا شود!
____________________________________
 
دخترم :
 
اگر می‌دانستم این آخرین دقایقی است که تو را می‌بینم، به تو می‌گفتم: “دوستت دارم” و نمی‌پنداشتم تو خود این را می‌دانی.

همیشه فردایی نیست تا زندگی فرصت دیگری برای جبران این غفلت‌ها به ما دهد. کسانی را که دوست داری همیشه کنار خود داشته باش و ...بگو چقدر به آنها علاقه و نیاز داری.

مراقبشان باش. به خودت این فرصت را بده تا بگویی: “مرا ببخش”، “متاسفم”، “خواهش می‌کنم”، “ممنونم” و از تمام عبارات زیبا و مهربانی که بلدی استفاده کن. هیچکس تو را به خاطر نخواهد آورد اگر افکارت را چون رازی در سینه محفوظ داری.
خودت را مجبور به بیان آن‌ها کن!
به دوستان و همه‌ی آنهایی که دوستشان داری بگو: “چقدر برایت ارزش دارند.”
اگر نگویی فردایت مثل امروز خواهد بود و روزی با اهمیت نخواهد گشت… همراه با عشق
_____________________________________________
 
مادرم عاشقم...

عاشق آن (میم)که میاید آخر مادر... و مرا میکند مال تو....!!!!!!!!
 
--------------------------------------------------------------------------------
مادرم ،
تو بهترین گل مبان شهر گلهایی ، تو رنگ آفتابی ،
شب که میرسد مثل ستاره گویا مهتابی
______________________________________________________
دخترم
زن بودن کار مشکلیه ، مجبوری مانند یک بانو رفتار کنی
مانند یک مرد کار کنی ، شبیه یک دختر جوان به نظر برسی
و مثل یک خانم مسن فکر کنی
ای هنرمند بزرگ روزت مبارک
_______________________________________________________
مادرم خوشبو ترین موجود است
هیچوقت نیاز به هیج عطری ندارد
چون تمام وجودش بوی عطر یاس می دهد
_______________________________________________________
مادر بودن سخت ترین و پرمشقت ترین کار دنیا است که

تا آخر عمر هم بازنشستگی ندارد

و تنها حقوقی که بابت آن طلب میکند اندکی عشق است،
...
مادرم تو را عاشقانه دوست دارم

و با تمام وجودم به تو عشق می ورزم
-----------------------------------------------------------------------------------
به دنیا آمد
تا دختر کسی شود

ازدواج کرد
تا همدم کسی شود
...
بچه دار شد
تا مادر کسی شود

برای همه ، کسی شد
اما خودش
بیکس ماند...

به سلامتی همه مادرا ♥
_______________________________________
گرگها خوب بدانند که در این ایل غریب  / گر پدر مرد تفنگ پدری هست هنوز

گرچه مردان قبیله همگی کشته شدند / توی گهواره چوبی پسری هست هنوز

آب اگر نیست نترسید که در قافله مان / دل دریایی و چشمان تری هست هنوز

______________________________________

 مادرش زولبیا دوست داشت و پدرش بامیه. نیم کیلو بامیه خرید و نیم کیلو زولبیا و رفت خانه.

کلید انداخت ، در را باز کرد و رفت سمت آشپزخانه.

وسایل سفره افطار را آماده کرد. همه چیز را سر جایش گذاشت.

زولبیا، بامیه، پنیر، نان، سبزی و گردو. نشست سر سفره.

دو قاب عکس را آورد. یکی کنار زولبیا و دیگری کنار بامیه

__________________________________________

مـاه بـانو بـه شب دهكده نازل شد و بعد

سهمش از بركت ده زهر هلاهل شد و بعد

ابـر شـد آمـد و بـاریـد بـه اقـبــال كــویــر

خـاك لـم‌یـزرع ایـن ناحیه هم گل شد و بعد

دری از نور به این سمت گشود از ملكوت

شهـر بــا آمــدنـش نقـل مـحافل شد و بعد

آسمــان یــا حــرم كــوچك بانوی غریب؟

قـصـه حـور و پـری قـصـه دل دل شـد و بعد

قرعـه افتاد به نام من و همسایگی‌اش

و دلــم وارث سـرمــایــه دعــبل شد و بعد

 
________________________________________________
مادر جونم :
تمام گل های دو عالم به زیر پاهای کسی که از جنس توست..
_________________________________________________________-
به بهشت نمی روم اگر مادرم آنجا نباشد
_________________________________________________________

شرمنده مي کند فرزند را ، دعاي خير مادر ، در ...
 
کنج خانه ي سالمندان ...

_________________

دخترم !

گفته بودم بهت ٬ یادت هست که ؟!

مادرها هرگز نمی میرند
فقط خونه دنیائی شون رو ترک می کنند

میدونم باورش خیلی سخته
مخصوصا این روزها که خودش نیست
اما فضای خونه پر از عطر حضورشه
وقتی که هنوز صدای مهربون و خسته اش رو
از جای جای خونه می شنوی

اما این یک حقیقته
که با گذشت زمان درکش می کنی

مادرها تا وقتی تو دنیا هستند
یه خونه دارند که تو اون خونه
با تحمل سختی ها ٬ رنج ها
دردها و مشکلات با چنگ و دندان
از فرزندانشون مراقبت می کنند

وقتی این خونه را ترک می کنند
صاحب دوتا خونه میشن
یکی تو بهشت
یکی تو قلب فرزندانشون
مادرها می تونند شاد و خوشبخت
تو این خونه ها زندگی کنند اگر
فرزندانشون رضایتشون رو فراهم کنند
کار سختی نیست
فقط کافیه همونی بشیم
که مادرمون آرزو داره



موضوع :

نوشته شده در تاريخ 12:47 | سه شنبه 14 آبان 1392 توسط مامان آرشیدا خانوم
درباره وبلاگ

آرشيو مطالب

صفحات وبلاگ

آخرين مطالب

پيوند ها

آمار وبلاگ








گالری تصاویر